ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )
19
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )
كار كشاورزى گيلك براى كار زياد به اندازهء كافى توانائى ندارد ، و اگر هجوم مردم طالقان قزوين و مخصوصا خلخال كه سالى 1500 تا 2000 نفر براى جستجوى كار به گيلان مىآيند نبود ، مسألهء شخم كردن و آماده ساختن مزارع براى كاشت و حاصل بردارى مشكل بزرگى به وجود مىآورد . گيلك اقلا در سرزمين خود خوب راه مىرود ، و به همين جهت كمتر ميل دارد كه به خارج برود . طرز تفكر در دورههاى فرمانروايان فاسد ، گيلكها مانند اكثر دهقانهاى ايران مردمى دروغگو ، حقهباز ، نالايق و پست بودند ، و براى فرار از شكنجههاى دائمى به نادرستى و نيرنگ متوسل مىشدند . اين صفات آنقدر در آنها ريشه دوانده بود كه چنانچه در گفتن دروغ سودى عايد خود مىديدند ، راضى به اظهار حقيقت نمىشدند . نيروى بدنى گيلك هر وقت بخواهد از محيط خود سفر كند ناراحت مىشود . آنها دست به ايجاد دستههاى منظمى نمىزنند . تفنگچيها و سوارها از مناطق كوهستانى به اين سرزمين مىآيند . غذا از نظر طبقات فقير مردم گيلان و مازندران ، نان غذاى ناسالمى محسوب مىشود . غذاى اصلى آنها عبارت از چلو ( برنج پخته با آب ) و تكهاى ماهى شور است . مصرف نان محدود به مردمى است كه از خارج مىآيند ، و مردم مراكز بزرگ جمعيت مانند رشت ، لاهيجان ، انزلى ، و يا كوهنشينها نان مصرف نمىكنند . گيلك مقدارى هم چيزهاى دير هضم ، مانند ميوهء كال و كاملا طبيعى ، خربزه ، خيار ، كدو ، ماهى شور ، ماهى دودى و غيره مصرف مىكند و شايد اگر غذاها را موافق دستورات بهداشتى مصرف مىكرد ، كمتر از تب رنج مىبرد . تعداد زيادى طيور و چهار پايان